درپشت معنی انگلیسی back واژههای انگلیسی با این معنی postaxial درپشت محور بدن. hand down پشت درپشت چيزي را رساندن، بتواتر رساندن. dress-improver لايي که درپشت دامن زنانه ميگذارند banquette زمين بلند درپشت بارويا استحکام ديگر، نشيمن گاه، پياده رو half-bound درپشت وگوشه هاچرمي ودردوطرف پارچه اي، چرمي پارچه اي dress-coat جامه جلوبازمردانه که دامن ان درپشت است، ودرمهماني هاي شب انرا improver اصلاح کننده، ترقي کننده، بهبودي دهنده