درگیر معنی انگلیسی involved واژههای انگلیسی با این معنی gear in درگير شدن، درگيري دو چرخ دنده goldie علامت درگير شدن سيستم کنترل پرواز خودکار، و پرتاب بمب خودکار هواپيما با هدف و، انتظار هواپيما براي دريافت فرمان کنترل opposing forces نيروهاي متخاصم، نيروهاي درگير نبرد active aircraft هواپيماي فعال، هواپيماي درگير در رزم escape line خط نجات، مسير نجات پرسنل درگير در، عمليات پنهاني و چريکي attack size اندازه تک، استعداد وسايل درگير در تک judy در رهگيري هوايي علامت اينست که با، هواپيماي دشمن درگير شده ام و در حال، انجام ماموريت مي باشم close with نزديک شدن به دشمن، اخذ تماس با دشمن، درگير شدن با دشمن combat arms رسته رزمي، يکان رزمي، يکان درگير در رزم hands on فرآيند فيزيکي بکار بردن يک سيستم، کامپيوتري، تعيين يک فعاليت يا آموزش که با عملکرد