دریغ معنی انگلیسی alas lament lamentation pity regret remorse shame sigh sorriness واژههای انگلیسی با این معنی withheld دريغ داشتن، مضايقه داشتن، خودداري کردن withhold دريغ داشتن، مضايقه داشتن، خودداري کردن withold دريغ داشتن، مضايقه کردن، بازداشتن inapplocation دريغ از کوشش، سستي، بي کوششي alack افسوس، دريغ، حيف alas افسوس، دريغ، اه grudging بي ميل، دريغ دارنده، لج دار declinature خود داري، امتناع، دريغ spareable يدکي شدني، قابل صرفه جويي، قابل امساک mealy mouthed آهسته حرف زن، سخن له کن، بي خلوص