دست اول معنی انگلیسی direct firsthand fresh immediate number one واژههای انگلیسی با این معنی dead colour رنگ دست اول، رنگ ضعيف first hand نخستين بازي کن، دست اول main contractor مقاطعه کار اصلي، پيمانکار دست اول first coat اندوديارنگ نخست، اندوديارنگ دست اول firsthand مستقيم، اصلي، دست اول subletting بمناقصه گذاردن کار بوسيله پيمانکار دست، اول