دیکشنری فارسی

firsthand

UKfəːsthænd US'fə:s'thænd

معنی فارسی

مستقيم اصلي دست اول (مج.) عالي.

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_rst´hand´/adj., adv.

دست اول، اصیل

firsthand information

اطلاعات دست اول

واژه‌های دیگر با معنی «مستقيم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن