دیکشنری فارسی

deictic

معنی فارسی

مستقيم

معنی کامل و مثال‌ها

/dīk´tik/adj.

(نادر) نشانگر، اشاره کننده، اثبات کننده

(زبانشناسی) اسم اشاره، اشاری، نماگر (واژه‌های this و there و you نماگرند)

واژه‌های دیگر با معنی «مستقيم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن