دستان معنی انگلیسی fable fabulous heroic myth ploy ruse stratagem trick wile واژههای انگلیسی با این معنی waff حرکت دستان، اهتزاز، وزش story teller قصه گو، دستان سراي، ناقل guile حيله، مکر، دستان guilefulness حيله، مکر، دستان guilelessness حيله، مکر، دستان nightingale بلبل، عندليب، هزار دستان philomel بلبل، عندليب، هزار دستان