دیکشنری فارسی

story teller

معنی فارسی

قصه گو دستان سراي ناقل نقال راوي افسانه گو حکايت نويس افسانه نويس

مترادف‌ها

noun
1. Raconteur.
2. Historian (in contempt).

واژه‌های دیگر با معنی «قصه گو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن