دستبرد معنی انگلیسی raid robbery theft واژههای انگلیسی با این معنی defalcation دستبرد، اختلاس، دزدي sneak raid دستبرد سريع، کمين سريع، تک برق آسا sacrosanct منزه از دستبرد، واجب الحرمت، مقدس rading party قسمت مامور دستبرد، قسمت مامور تک در عمليات کمين، دسته مامور شبيخون raiding party قسمت مامور دستبرد يا تاخت، قسمت مامور کمين embezzlement اختلاص، دستبرد، دزدي misappropriation اختلاس، دستبرد، حيف و ميل rapine غارت، دستبرد، ربايش ravin دزدي، دستبرد، شکار burgle شب دزدي کردن، دستبرد زدن housebreak سرقت کردن، بخانه دستبرد زدن، حرز را شکستن. peculation دزدي، اختلاس، دستبرد در مال دولت defalcator مختلس، دزد، رباينده