دیکشنری فارسی

housebreak

معنی فارسی

سرقت کردن، بخانه دستبرد زدن،

حرز را شکستن.

سربراه و مطيع کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-brāk´/vt.

● (سگ و گربه) تعلیم دادن (تا اینکه در اتاق ادرار نکنند)، خانگی کردن

● (مجازی) سربراه و مطیع کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'house' + 'break'. First known use in 1800s.

مثال

  • It took several weeks to housebreak the new puppy.
  • Housebreaking a pet requires patience and consistency.
  • The dog was housebroken and didn't make a mess indoors.

ترکیب‌های رایج

Housebreak a pet Housebreak a puppy Successfully housebreak

تعریف انگلیسی

verb
  1. train (a pet) to live cleanly in a house “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «سرقت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن