commit theft معنی فارسی سرقت کردن دزدي کردن واژههای دیگر با معنی «سرقت کردن» housebreak سرقت کردن، بخانه دستبرد زدن، حرز را شکستن. attempting to steal شروع کردن به سرقت hold up با اسلحه سرقت کردن، مانع شدن، قفه purlion دزديدن، سرقت کردن burglarize شبانه دزديدن، سرقت مسلحانه کردن. hijack دزديدن، کالا ربايي کردن، سرقت مسلحانه کردن affricate انسدادي - سايشي (در زبان شناسي)، ادغام، ادغام صوتي. steal دزديدن، بسرقت بردن، بردن heist بلند کردن، دزدي کردن، دزدي