purlion معنی فارسی دزديدن سرقت کردن واژههای دیگر با معنی «دزديدن» hijack دزديدن، کالا ربايي کردن، سرقت مسلحانه کردن steal دزديدن، بسرقت بردن، بردن purloin دزديدن، ربودن، کش رفتن peculate دزديدن، اختلاس کردن nim دزديدن، کش رفتن. burglarize شبانه دزديدن، سرقت مسلحانه کردن. kidnap ربودن (بچه ها) دزديدن، بزوربردن ratten (کارگري را) بوسيله دزديدن يا خراب کردن، افزارش اذيت کردن plagiarize بناحق بخود نسبت دادن، دزديدن، انتحال کردن pilfer دله دزدي کردن، دزديدن، کش رفتن