دیکشنری فارسی

hijack

US'haı'dʒæk

معنی فارسی

دزديدن

کالا ربايي کردن، سرقت مسلحانه کردن، زدن

گول زدن، کلاه سر کسي گذاشتن،

اجحافکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´jak´/vt.

(عامیانه)

دزدیدن (به ویژه وسیله‌ی نقلیه با محتویات آن)

they hijacked a truckload of cameras

آنها یک کامیون پر از دوربین عکاسی را دزدیدند.

(در حین حمل و نقل) کالا ربایی کردن، سرقت مسلحانه کردن، زدن

(با اعمال زور) گول زدن، کلاه سر کسی گذاشتن، اجحاف کردن

they hijack customers to buy unneccessary insurance

آنان مشتریان خود را مجبور می‌کنند که بیمه‌ی غیرضروری بخرند.

هواپیما ربایی کردن، اتوبوس ربایی کردن (بزور گرفتن هر نوع وسیله‌ی نقلیه با سرنشینان آن)

the plane was hijacked while on a flight to Paris

هواپیما حین پرواز به پاریس ربوده شد.

the hijackers blew up the hijacked bus

ربایندگان اتوبوس ربوده شده را منفجر کردند.

تعریف انگلیسی

verb
  1. take arbitrarily or by force “The Cubans commandeered the plane and flew it to Miami” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
  2. seize control of “they hijacked the judicial process” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «دزديدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن