hijack
معنی فارسی
دزديدن
کالا ربايي کردن، سرقت مسلحانه کردن، زدن
گول زدن، کلاه سر کسي گذاشتن،
اجحافکردن
معنی کامل و مثالها
/hī´jak´/vt.
● (عامیانه)
● دزدیدن (به ویژه وسیلهی نقلیه با محتویات آن)
they hijacked a truckload of cameras
آنها یک کامیون پر از دوربین عکاسی را دزدیدند.
● (در حین حمل و نقل) کالا ربایی کردن، سرقت مسلحانه کردن، زدن
● (با اعمال زور) گول زدن، کلاه سر کسی گذاشتن، اجحاف کردن
they hijack customers to buy unneccessary insurance
آنان مشتریان خود را مجبور میکنند که بیمهی غیرضروری بخرند.
● هواپیما ربایی کردن، اتوبوس ربایی کردن (بزور گرفتن هر نوع وسیلهی نقلیه با سرنشینان آن)
the plane was hijacked while on a flight to Paris
هواپیما حین پرواز به پاریس ربوده شد.
the hijackers blew up the hijacked bus
ربایندگان اتوبوس ربوده شده را منفجر کردند.
تعریف انگلیسی
- take arbitrarily or by force “The Cubans commandeered the plane and flew it to Miami” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
- seize control of “they hijacked the judicial process” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”