دیکشنری فارسی

purloin

معنی فارسی

دزديدن ربودن کش رفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/pǝr loin´/vt., vi.

دزدیدن، بلند کردن

the purloined letter

نامه‌ی دزدیده شده

مترادف‌ها

verb active
Steal, rob, pilfer, thieve, filch, abstract, crib, cabbage.

واژه‌های دیگر با معنی «دزديدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن