دستور دادن معنی انگلیسی call charge command direct enjoin instruct ordain order prescribe require wish واژههای انگلیسی با این معنی prescribe دستور دادن، مقرر داشتن، تجويز کردن instruct دستور دادن (به)، تعليم دادن (به)، تاييد کردن order of service سوت داور بمعناي دستور سرويس دادن، (واليبال) cry havoc حکم غارت دادن، دستور غارت دادن reorder دوباره سفارش دادن، دوباره دستور دادن، سفارش مجدد cash dispenser پرداخت کننده پول، تحويل دار خودکار، ماشيني که با داخل نمودن کارت مخصوص و