دستگاه تنظیم معنی انگلیسی control واژههای انگلیسی با این معنی sight adjustment تنظيم دستگاه نشانه روي، تنظيم زاويه ياب، قلق گيري کردن synchro دستگاه تنظيم تير خودکار پدافند هوايي، دستگاه کنترل آتش سنکرونيزه mach trim compensator دستگاه تنظيم حداکثر سرعت هواپيما به طور، خودکار thermoregulator ترموستات، دستگاه تنظيم حرارت. preset vector دستگاه نشانه روي بمب خودکار، دستگاه نشانه روي پيش تنظيم بمب rheostatic (برق) روستات، دستگاه تنظيم جريان هاي متغير برق، دستگاه يا جعبه تنظيم مقاومت. zero beat تنظيم موج گيرنده، تنظيم کردن دقيق موج دستگاه و فرکانس آن