دفعه معنی انگلیسی sitting stretch time واژههای انگلیسی با این معنی gigahertz فرکانس يک بيليون دفعه در يک ثانيه thrice سه بار، سه دفعه، سه مرتبه leitmotif عبارت برجسته وملودي درموسيقي درام واگنر، که چند دفعه تکرار ميشود، موضوع مهم تکراري. leitmotive عبارت برجسته وملودي درموسيقي درام واگنر، که چند دفعه تکرار ميشود، موضوع مهم تکراري. once يکبار، يک مرتبه، يک دفعه three fold سه برابر، سه لا، سه دفعه unawares ناگهان، بي خبر، غفلت triweekly هر سه هفته يکبار، سه هفته اي.، هفته اي سه بار bout حالت، نوبت، وهله