دماغ
معنی انگلیسی
nose
واژههای انگلیسی با این معنی
- beezer دماغ
- mesencephalon پل دماغ، پل مخ
- mid brain پل دماغ، پل مخ
- bete noire موي دماغ، ادم مزاحم وغير قابل تحمل.
- nosebleed خون دماغ، بو مادران
- cerebra جرم دماغ، جرم مخ
- cerebrum جرم دماغ، جرم مخ
- epistaxis خون دماغ
- epencephalon دماغ صغير
- tubenose لوله دماغ
- snot rag دستمال دماغ، کهنه بيني پاک کني
- poniard varolii پل مغز دماغ
- cerebritis ورم غشاء دماغ
- mesocephalic واقع در ميان مخ يا دماغ، داراي سر يا دماغ ميانه
- nose بيني، دماغ، دهنه
- schnozzle بيني، دماغ
- mirthless بي خوشي، بي دماغ
- idiocies حماقت، خبط دماغ، سبک مغزي
- idiocy حماقت، خبط دماغ، سبک مغزي
- nosier بزرگ بيني، گنده دماغ، بدبو
- nosiest بزرگ بيني، گنده دماغ، بدبو
- nosiness بزرگ بيني، گنده دماغ، بدبو
- hooknose بيني عقابي، دماغ سرکج، چفته بيني
- hawk-nosed داراي بيني قوشي، دماغ قوشي