دمساز معنی انگلیسی congenial favorable helpmate intimate tightknit واژههای انگلیسی با این معنی concurrent موافق، دمساز، مصادف congruent سازگار، موافق، دمساز tightknit ريز بافت، ريز بافته، صميمي helpmate يار، کمک، همدست