دهنده
معنی انگلیسی
donor giver
واژههای انگلیسی با این معنی
- giver دهنده، بخشش
- donar دهنده
- plater اب دهنده، روکش کار، اندوگر
- oncoming روي دهنده، پيشامد کننده، اينده
- expositor شرح دهنده، شارح، بيان کننده
- pervious راه دهنده، غير مانع عبور، نفوذ پذير
- amplifier بسط دهنده، افزاينده، توسعه دهنده
- adapter وفق دهنده، جرح، تعديل کننده
- tithable عشر دهنده، عشر گرفتن، مشمول عشريه .
- connective ربط دهنده، پيوست دهنده، رابطه
- passer پاس دهنده، پاسور، رونده شطرنج
- promisor قول دهنده، وعده دهنده، متعهد
- nutritious قوت دهنده، غذائيت دار، مغذي
- expander بسط دهنده، منبسط کننده .
- revelator وحي دهنده، افشاء کننده .
- aerator هوا دهنده، دستگاه بخور.
- tither عشر دهنده، عشر گيرنده .
- poisoner زهر دهنده، بازهر کشنده
- requiter عوض دهنده، اجر دهنده .
- nutrient قوت دهنده، غذائيت دار
- twirler پيچ دهنده، چرخاننده .
- frondescent برگ دهنده، برگ شونده
- lender وام دهنده، قرض دهنده
- conjunctive ربط دهنده، کلمه ربط