دهکده معنی انگلیسی settlement village واژههای انگلیسی با این معنی krahl دهکده، دهي که کلبه هاي حصارداردارد (درافريقاي، جنوبي) hamlet دهکده، دهي که کليسادران نباشد dorp دهکده، قصبه، شهر. kampong دهکده village green ميدان دهکده Karnak دهکده ي کارنک villatic مربوط به دهکده، روستايي، دهاتي. Borodino دهکده ي بررودينو pueblo دهکده سرخ پوستان.، سرخپوست دهکده نشين، دهکده kraal دهکده ي سياه پوستان، جايگاه نرده دار گاو و گوسفند، حصار clachan دهکده کوچک کوهستاني. holy joe قاضي عسکر، کشيش دهکده . outport بندرچه ي ماهيگيري، دهکده ي ماهيگيري