دور تا دور معنی انگلیسی around be- circum- circuit واژههای انگلیسی با این معنی round and round دور تا دور، گرداگرد، از هر سو primeter defence دفاع دور تا دور، پدافند دور تا دور perimeter defense دفاع دور تا دور، پدافند محيطي all around defense پدافند دور تا دور، دفاع دور تا دور battery defense پدافند دور تا دور آتشبار، پدافند از آتشبار vane pump خانواده وسيعي از پمپهاي سيالات که در آن، سطوح تخت در محفظه هاي خارج از مرکز دور، تا دور شفت گردنده دوران ميکنند bellyband تنگ اسب.، شکم بند.، نوار کتاني که دور شکم بچه ميپيچيدند تا نافش about درباره، گرداگرد، پيرامون around گرداگرد، دور، پيرامون diver's flag پرچم قرمز با نوار سفيد روي قايق براي، هشدار به قايقرانان تا از منطقه غواصي، دور شوند