دورانی معنی انگلیسی circular periodic rotatory somewhere turbo- واژههای انگلیسی با این معنی cyclic pitch گام دوراني rotary pump پمپ دوراني turning movement حرکت دوراني، احاطه دوراني concentric running حرکت دوراني، حرکت چرخشي rotation flow شارش دوراني، شارش چرخشي diode lamp ديود دوراني rotation inertia لختي دوراني rotational inertia لختي دوراني circular frequency تکرار دوراني rotary drilling حفاري دوراني gyratory breaker سنگ شکن دوراني gyratory crusher سنگ شکن دوراني turbo compressor کمپرسور دوراني mawashi دوراني (کاراته) cyclic-pitch control کنترل گام دوراني dollyo دوراني (تکواندو) concentricity test آزمايش حرکت دوراني circular dischroism دو رنگ نمايي دوراني paraboloid of revolution قطع ناقص مجسم دوراني mawashi-geri ضربه دوراني پا (کارانه) semi-roller پرتاب دوراني گوي بولينگ semi-spinner پرتاب دوراني گوي بولينگ dollyo chagi ضربه دوراني پا (تکواندو) kwon toul chigi ضربه مشت دوراني (تکواندو)