دوره ای
معنی انگلیسی
periodic
واژههای انگلیسی با این معنی
- periodicals دوره اي، مجلاتي که بصورت دوره اي ماهانه، سه ماهه
- peripheral دوره اي، بروني، محيطي
- recapitulative دوره اي، تکراري
- recapitulatory دوره اي، تکراري
- anti cyclical ضد دوره اي
- countercyclical ضد دوره اي
- cyclic stress تنش دوره اي، تنش تناوبي
- midterm ميان دوره اي، نيمسالي، در وسط نيمسال يا ترم تحصيلي
- periodic table جدول دوره اي، جدول تناوبي
- periodic current جريان دوره اي
- periodic fluctuation نوسان دوره اي
- periodic report گزارش دوره اي
- all-play-all مسابقه دوره اي
- cyclic disorder اختلال دوره اي
- cyclical fluctuations نوسانات دوره اي، نوسانات ادواري
- edge welding جوشکاري دوره اي
- timed backup پشتيباني دوره اي
- edge fillet weld جوش نواري دوره اي
- simple periodic current جريان دوره اي ساده
- cyclical stock check کنترل موجودي دوره اي
- by-election انتخابات ميان دوره اي
- round-robin تورنمنت دوره اي شطرنج
- go-round مسابقه دوره اي گاوسواري
- quadrangular meet مسابقه شناي دوره اي بين 4 تيم، مسابقه دوره اي بين 4 تيم با محاسبه، مجموع امتيازهاي فردي