دوک
معنی انگلیسی
peer spindle
واژههای انگلیسی با این معنی
- spindle دوک، ميله، اسه
- prolate دوک وار، دوک مانند، درارطور
- grand duchy دوک نشين، قلمرو دوک، قلمرو دوشس.
- Alva دوک الوا
- fusiform دوک مانند، دوکي، دوسرتيز
- muscular spindle دوک عضلاني
- Marlborough دوک مارلبرو
- ellington دوک الينگتون
- brabant دوک نشين برابانت، استان برابانت
- grand duchess زوجه يا بيوه دوک، دوشس بزرگ.
- archduchy قلمرو و حکومت دوک بزرگ.
- Liechtenstein کشور دوک نشين ليختن اشتاين
- archducal وابسته به دوک اعظم يا قلمرو او
- duke دوک :بزرگترين لقب موروثي اعيان انگليس، بعدازلقب شاهزادگان
- archduke دوک بزرگ (لقب شاهزادگان خانواده سلطنتي، اطريش)
- du مخفف:، دوک، هلندي
- wharve قرقره، دوک.
- grand duke گراندوک، دوک بزرگ
- duchies قلمرو، دوک نشين
- duchy قلمرو، دوک نشين
- archduchess دوشس بزرگ، همسر دوک اعظم
- oblong مستطيل، درازنا، دوک مانند
- duplicate دوتايي، دوجزئي، دوبرابر