دکان معنی انگلیسی establishment shop store y واژههای انگلیسی با این معنی shop دکان، مغازه، کارخانه boutique دکان، بوتيک.، آژانسکوچک و مستقل decane دکان shop lifter دکان بر، دزد مشتري نما storefront جلو دکان، جبهه ي مغازه، جلو فروشگاه shop keeper دکان دار، صاحب دکان shopkeeper دکان دار undecane اون دکان shop boy شاگرد دکان، شاگرد، پادو shop girl شاگرد دکان، شاگرد پادو backshop پستوي دکان barbershop دکان سلماني، آرايشگاه .، وابسته به آهنگ احساساتي که توسط چند مرد counter-jumper فروشنده دکان، شاگرد دکان bakehouse دکان نانوايي bakeries دکان نانوايي bakery دکان نانوايي shopworn در دکان مانده، در مغازه مانده، خاک دکان خورده cookshop دکان خوراک پزي، مهمانخانه bookshop دکان کتاب فروشي butchery (دکان) گوشت فروشي، کشتارگاه bookstore (دکان) کتاب فروشي groggery (دکان) نوشابه فروشي، ميخانه grogshop (دکان) نوشابه فروشي، ميخانه tommy shop دکان خواربارفروشي يانانوايي