دیده بان معنی انگلیسی watch watcher واژههای انگلیسی با این معنی enntinel ديده بان، کشيک، نگهبان lookout مراقب، ديده بان، ديدگاه signal-man متصدي علائم، ديده بان software mointor مبصر نرم افزاري، ديده بان نرم افزاري، برنامه اي که براي اهداف سنجش بکار