دیوانی معنی انگلیسی ministerial واژههای انگلیسی با این معنی forensic وابسته بدادگاه ها، ديواني، دادگاهي forensically وابسته بدادگاه ها، ديواني، دادگاهي cameral وابسته به اتاق کار قاضي، وابسته به تالار مجلس يا هيئت مقننه، ديواني bureaucratize تبديل به نظام ديوان سالاري کردن، پر از قرطاس بازي شدن يا کردن، ديواني کردن