ذخیره سازی
معنی انگلیسی
storage
واژههای انگلیسی با این معنی
- storage ذخيره سازي، عمل انبار کردن، نگاه داري
- tankage ذخيره سازي (درمخازن)، حق ذخيره سازي اب ونفت ومانندان در مخازن، ابگير
- removable storage media رسانه هاي ذخيره سازي قابل انتقال
- storage device دستگاه ذخيره، دستگاه ذخيره سازي، انباره
- auxiliary storage انباره کمکي، حافظه کمکي، ذخيره سازي کمکي
- filename نام پرونده، نام کشو، نام واحد ذخيره سازي
- EEMS حروف اختصاري Enhanced Expanded Memory، Specification، نگارش پيشرفته مشخصه حافظه الصاقي
- HPGL حروف اختصاري Hewlett-Packard Graphics، Language، زباني است که توسط شرکت هيولت پاکارد براي
- EEPROM با تلفظ ((اي ايپرام))، سرنام عبارت "electrically erasable، " programable read-only memory
- WORM- سرنام عبارت " "write once، read many، (به مفهوم يک بار
- PC CARD نام تجاري PCMCIA (مخفف Personal Computer، Memory Card International Association) که براي، کارتهاي افزودني مطابق با مشخصه PCMCIA به کار
- PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي
- CD-I با تلفظ ((سيديآي)) سرنام عبارت "compact، " disc-interactive و استاندارد سخت افزاري و نرم افزاري، نوعي تکنولوژي ديسک نوري است که ميتواند صوت
- replenishment دوباره پر سازي، تهيه، ذخيره