رادع معنی انگلیسی balk bar check clog constraint encumbrance hindrance obstacle stumbling block واژههای انگلیسی با این معنی revulsive جابجا کننده، رادع، مصرف derivational مشتق، فرعي، رادع derivative مشتق، فرعي، رادع gagger فريب دهنده، شوخي کننده، بذله گو. roadblock وسيله انسداد جاده .، راهگير بر پا کردن، راه بند ساختن