راست شدن معنی انگلیسی straighten واژههای انگلیسی با این معنی pilo-erection راست شدن موها، شقيت موها. erectility امادگي براي راست شدن ياسيخ شدن، قابليت نعوظ bristling براي راست شدن و تقسيم کردن مو و ريش و، سبيل زبر و پرمو استفاده ميشود . stand ايستادن، وا ايستادن، ايست کردن unbend باز کردن، رها کردن، شل کردن unbent باز کردن، رها کردن، شل کردن erection بنا، تاسيس، نصب sideslip يکور شدن، سرخوردن .، کج سري falt پهن کردن، بيمزه شدن، باطلاق bristle موي زبر، راست کردن (مو)، براق شدن straighten راست کردن، درست کردن، مرتب کردن