رامشگر معنی انگلیسی chorus girl musician واژههای انگلیسی با این معنی bard شاعر (باستاني)، رامشگر، زره سينه وپهلوي اسب danseur رقاص، رامشگر، رقصگر jigger طناب قرقره، بادبان کوچک، يکجور کرجي کوچک musician موسيقي دان، نغمه پرداز، ساز زن