راه دادن
معنی انگلیسی
admit receive
واژههای انگلیسی با این معنی
- resurfacing شن بخورد راه دادن، بازسازي رويه
- chip seal شن بخورد راه دادن
- set the course دادن راه به سکاني
- macadam blinding خورده سنگ بخورد راه دادن
- catechise تعليم دادن (اصول دين) از راه پرسش، از راه پرسش ياد دادن.
- catechize تعليم دادن (اصول دين) از راه پرسش، از راه پرسشياد دادن
- admit پذيرفتن، راه دادن، بار دادن
- air movements حرکات هوايي، حرکت دادن از راه هوا
- contra-indicate اشاره برخلاف داشتن، راه علاج راجورديگرنشان دادن
- hopped رازک، (درجمع) ميوه رازک رازک زدن به، رازک بار اوردن
- accede دست يافتن، رسيدن، راه يافتن
- warm boot فرآيند فريب دادن کامپيوتر با اين تفکر که، برق آن با وجود روشن بودن خاموش شده است، راه اندازي گرم
- blue flag پرچم آبي براي علامت دادن بکسي که اتومبيل، ديگري بدنبال و نزديک اوست تا راه بدهد
- stoop دولا شدن، خم شدن، دولا راه رفتن
- accedence جلوس کردن، نائل شدن، رضايت دادن
- marched قدم رفتن، نظامي وار راه رفتن، کوچ کردن
- marches قدم رفتن، نظامي وار راه رفتن، کوچ کردن
- marching قدم رفتن، نظامي وار راه رفتن، کوچ کردن