راه راه کردن
معنی انگلیسی
mottle streak stripe
واژههای انگلیسی با این معنی
- booting راه اندازي کردن
- crossing the t قطع کردن راه ستون دشمن
- lay over در نيمه راه توقف کردن.
- remote job entry وارد کردن کار از راه دور، ورود برنامه از راه دور
- telecommuting ارتباط برقرار کردن راه دور
- work in با فعاليت و کوشش راه باز کردن، مشکلات را از ميان برداشتن.
- trophallaxis مبادله ي خوراک از راه قي کردن، قي خوراکي، پروره رساني
- kneeing خطاي سد کردن راه حريف با زانو
- barrier forces نيروهاي مامور سد کردن راه دشمن، نيروهاي حفاظت از موانع
- area blocking سد راه کردن رقيب در منطقه معين، (فوتبال آمريکايي)
- hip check سد کردن راه حريف با کمر و باسن
- cesarean زايمان از راه پاره کردن شکم مادر
- cutoff block سد کردن راه مدافع به وسيله مهاجم
- caesarian زايمان از راه پاره کردن شکم مادر.، مربوط به عمل سزارين يا شکافتن رحم و، دراوردن بچه
- chicken-fight سد کردن پي در پي راه مدافع (فوتبال، آمريکايي)
- shunting station ايستگاه فرعي راه آهن براي جابجا کردن، واگن و لوکوموتيو
- leg before wicket حرکت غيرمجاز توپزن در سد کردن راه توپ، با پا يا بدن (کريکت)
- hook-check سد کردن راه چوب حريف از عقب (هاکي روي، يخ)
- walking ring پيست بيضي شکل براي راه بردن و گرم کردن، اسب پيش از مسابقه
- indian check سد کردن راه حريف با بالا بردن چوب بالاي، سر او براي ضربه زدن به چوب او (لاکراس)
- angle block سد راه شدن از کنار براي منحرف کردن حريف، (فوتبال آمريکايي)
- gavage عمل وارد کردن مايعات به معده از راه لوله، گاواژ
- footwarmer ظرف آب گرم که در اطاق راه آهن براي گرم کردن، پا ميگذارند
- pervert ازراه در کردن، کج راه کردن، منخرف کردن