راهبان
معنی انگلیسی
convent
واژههای انگلیسی با این معنی
- monastically بشيوه راهبان، راهيانه، با رهبانيت
- mninster خانقاه راهبان، صومعه، دير
- wat مرکز راهبان بودايي، خانقاه بودايي
- monkhood dress جامه (ويژه) راهبان
- charterhouse خانقاه راهبان کارتوزي
- holy office جامعه راهبان ومومنين.
- Cistercian وابسته به راهبان سيسترشن، راهب يا راهبه ي سيسترشن
- dom عنوان برخي راهبان و کشيشان، عنوان اشخاص برجسته
- scriptorium دفترخانه (درخانقاه راهبان)
- essenism اصول يازندگي راهبان قديم يهود
- locutory تالاريا اطاق گفتگو در خانقاه راهبان
- Trappist عضو فرقه اي از راهبان مرتاض اهل سکوت.
- grey friar عضو جمعيت راهبان يا درويشان فرقه فرانسيس، مقدس.
- road guard ژاندارم، راهبان، امنيه
- Carthusian کارتوزيان، وابسته به اين راهبان
- religioner شخص مذهبي يا دين دار، عضو تيره اي از راهبان
- bernardine وابسته به سنت برنارد مقدس، وابسته به راهبان برناردين، راهب برناردين
- chartreuse نام تجارتي مشروب الکلي زرد يا سفيد يا، سبز رنگ که توسط راهبان کارتوزي به عمل، ميآيد .
- Kitchener بخاري خوراک پزي، کسيکه اشپزخانه راهبان بدستاو سپرده است، اشپز
- abbacy قلمرو راهب، مقام رهبانيت، مقر راهبان دير
- Franciscan پيروفرنسيس، راهب يادرويش فرانسيسکاني، وابسته به راهبان فرانسيسکان
- monkish راهب آسا، راهب صفت، در خور رهبان
- abbot رئيس دير، راهب کل، راهب بزرگ
- convoy دسته همراهان، قافله، همراه