رای دادگاه معنی انگلیسی judgment sentence verdict ruling واژههای انگلیسی با این معنی court martial order راي دادگاه نظامي auto da fe راي دادگاه (در مورد سوزاندن شخص مرتد در، ملاعام)، اجراي راي foreign judgment حکم دادگاه خارجي، راي دادگاه خارجي prize courts دادگاه مامور رسيدگي به مسائل مربوط به، prize بدون راي اين دادگاه به مال، به دست آمده عنوان غنيمت جنگي اعطا special verdict راي هيات منصفه در حالتي که حقايق موضوع، مطروحه را آن چنان که برايشان ثابت شده، است اعلام و اخذ تصميم را به دادگاه procedendo حکم پادشاه در مورد تسريع دادرسي به، قاضي يي که صدور راي را به تاخير انداخته، است perverse verdict حکم خودسرانه، راي هيات منصفه که بدون توجه به راهنمايي، قاضي دادگاه