رحم کردن معنی انگلیسی pity واژههای انگلیسی با این معنی commiserate دلسوزي کردن بر، رحم کردن بر commiseratively دلسوزي کردن بر، رحم کردن بر commiserator دلسوزي کردن بر، رحم کردن بر D. and C. = dilation and curettement، باز کردن گردن زهدان و تراشيدن ديواره رحم (کورتاژ) caesarian زايمان از راه پاره کردن شکم مادر.، مربوط به عمل سزارين يا شکافتن رحم و، دراوردن بچه relent نرم شدن، رحم بدل اوردن، کمتر enwomb در رحم نگاه داشتن، پنهان کردن