رخشی معنی انگلیسی electric radial radio- radioactive واژههای انگلیسی با این معنی photoluminescence شيد رخشي، فروغ انگيزي radiotracer ردياب پرتوي، پي ياب رخشي photic وابسته به نور، نوري، رخشي pyroelectric آذر برق، پيروالکتريک، وابسته به آذر برق