رخصت معنی انگلیسی allowance leave OK permission sanction sufferance toehold واژههای انگلیسی با این معنی permission اجازه، رخصت، دستوري dismission مرخصي، رخصت، انفصال dismissal مرخصي، رخصت، اخراج dimissory مرخص کننده، رخصت دهنده leave اجازه، مرخصي، رخصت faculties استعداد، قوه، امادگي faculty استعداد، قوه، امادگي