رشد کردن معنی انگلیسی build enlarge evolve grow thrive واژههای انگلیسی با این معنی pululate جوانه زدن، غنچه کردن، رشد ونمود کردن. accrete باهم نمو کردن، افزوده شدن، بهم افزودن M.A. مخفف جملات زير:، سن عقلي، سن يکنفر بر حسب رشد نيروهاي عقلي و budding شکوفه کردن، غنچه کردن، جوانه کردن sprout جوانه زدن، درآمدن، سبز شدن aborted بچه سقط کردن، عقيم ماندن، بچه انداختن aborting بچه سقط کردن، عقيم ماندن، بچه انداختن aborts بچه سقط کردن، عقيم ماندن، بچه انداختن underdevelop به طور ناقص ظاهر کردن، کم ظاهر کردن، رشد نکردن