رضایت بخش معنی انگلیسی acceptable all right fair palatable pleasing satisfactory واژههای انگلیسی با این معنی satisfactory رضايت بخش، (موافق) دلخواه، باب طبع jake رضايت بخش، درست satisfactorily بطور رضايت بخش، موافق دلخواه capitally عالي، به طور کاملا رضايت بخش nicely خوب، بخوبي، بطور رضايت بخش dissatisfactory مايه عدم رضايت، نارضايت بخش