رعد
معنی انگلیسی
thunder
واژههای انگلیسی با این معنی
- thunderpeal غرش رعد، صداي رعد، غرش.
- roll of thunder غرش رعد
- thunder-clap غرش رعد
- blitzkrieg حمله رعد اسا، حمله رعد اسا کردن.
- astraphobia رعد و برق هراسي
- astrapophobia رعد و برق هراسي
- flame-proof محافظ در برابر رعد و برق، ضد آتش
- thundershower رگبار همراه با رعد وبرق.
- thunderstruck تندر زده، رعد زده، مات و مبهوت
- thunder clap صداي تندر، غرش رعد، خبريارويدادرعداسا
- thunderous تندردار، رعد اسا
- thunder storm (انقلاب هوابوسيله) تندريا آذرخش، رعد وبرق
- firelight نور اتش، رعد وبرق، اذرخش.
- fulmination غرش، صداي رعد (اسا)، اتش گيري
- thunderstrike دچار صاعقه شدن، دچار رعد وبرق شدن، صاعقه زدن
- loury تيره وگرفته، داراي ابرهاي تيره وپر رعد وبرق.
- lowery تيره وگرفته، داراي ابرهاي تيره وپر رعد وبرق.
- thundersquall توفان همراه با تندر و آذرخش، توفان دريايي همراه با رعد و برق تندوزه ي، دريايي
- thunder تندر، اسمان غرغره، رعد
- thunderclap صداي صاعقه مانند، صداي تندر، غرش رعد.