رمزی معنی انگلیسی allusive cryptic crypto- hieroglyphic occult symbolic واژههای انگلیسی با این معنی encoded رمزي، رمزي شده . coded رمزي. puzzle lock قفل رمزي mystic sense معني رمزي، معني پوشيده codetalk صحبت رمزي cryptograph نوشته رمزي، رمز coded character دخشه رمزي. mystic participation اشتراک رمزي cryptocorrespondence مکاتبات رمزي، مکاتبه به رمز semeiotic مکتب علائم رمزي، (طب) وابسته به علائم مرض. semiotic مکتب علائم رمزي، وابسته به علائم مرض coded decimal رقم دهدهي رمزي. authentication code سيستم نشاني رمزي، معرفهاي رمزي phase encoded رمزي شده با فاز. decipher ازحالت رمزي دراوردن، کشف کردن، استخراج کردن decipherable ازحالت رمزي دراوردن، کشف کردن، استخراج کردن decode ازحالت رمزي دراوردن mystically بطور رمزي يا استعاري، بطور پوشيده، از روي تصوف spelling table جدول کلمات تهجي رمزي، جدول تهجي رمز numerology مبحث معاني رمزي اعداد. cryptanalyze نوشته رمزي را کشف کردن. pressmark حروف رمزي مشخصه کتب کتابخانه، شماره کتاب. codress procedure روش ذکر گيرندگان به صورت رمزي، روش رمز کردن کليه پيام cryptorelated informations اطلاعات مربوط به مکاتبات رمزي