رهنمودی معنی انگلیسی homing واژههای انگلیسی با این معنی direct analysis تحليل رهنمودي direct therapy درمان رهنمودي directive counseling مشاوره رهنمودي direct psychotherapy روان درماني رهنمودي directive group therapy درمان رهنمودي گروهي directive psychotherapy روان درماني رهنمودي psychagogy روان درماني رهنمودي homing به سوي خانه يا هدف، عازم منزل، به طرف سرمنزل