روش دار معنی انگلیسی methodical واژههای انگلیسی با این معنی exponential smoothing روش ميانگين گيري متغير وزن دار line-up billiard بيليارد کيسه دار با روش برگرداندن گويهاي، کيسه افتاده به زمين isam Indexed Sequential Access Method، روش دستيابي ترتيبي شاخص دار، روش دستيابي ترتيبي فهرست دار qisam Queued Indexed Sequential Access Method، روش دستيابي ترتيبي انديس دار صف بندي شده programme (program) برنامه، دستور، نقشه systematic مبني بر يک روش معين، قاعده دار، اسلوب دار