زاد و ولد معنی انگلیسی breeding multiplication procreation واژههای انگلیسی با این معنی birth rate نرخ زاد و ولد zoogamy زاد و ولد جنسي، توالد و تناسل جنسي birth control کنترل زاد و ولد، تحديد زاد و ولد maximum natality حداکثر زاد و ولد، بيشينه زاد و ولد crude birth rate نرخ خام زاد و ولد agamogenesis زاد و ولد بي جفت گيري، تکثير غيرجنسي، پيدايش بدون عمل مواقعه interfertile قابل لقاح در داخل خود، اماده زاد و ولد دوتايي باهم