زبان باز معنی انگلیسی cajoler glib gusher gushing gushy prevaricator smooth-tongued wag waggish واژههای انگلیسی با این معنی quackish زبان باز، حقه باز، عيار charlatan پزشک زبان باز، شخص چاچول باز medicaster پزشک زبان باز، شارلاتان mountebank دارو فروش زبان باز، پزشک چاچول باز quacksalver پزشک چاچول باز، طبيب حقه باز، زبان باز sophist سوفسطايي، مغالطه کن، زبان باز empiric کسيکه ازراه مشاهده وازمايش چيزيادگرفته است، وبس، پزشک زبان باز equivocator ايهام گو، دوپهلوحرف زن، حيله بازدرسخن گفتن open hearted دل و زبان يکي، راست باز، خوش گمان