زبرین معنی انگلیسی supreme up uppermost واژههای انگلیسی با این معنی ulna زند زبرين، زند اسفل ulnae زند زبرين، زند اسفل false pelvis لگن زبرين superior colliculus برجستگي زبرين epipelagic زير لايه زبرين precava بزرگ سياهرگ زبرين ulnar وابسته به زند زبرين supramaxillary وابسته به ارواره زبرين premaxillary واقع در جلو ارواره زبرين overshot jaw آرواره زبرين هنگامي که از آرواره زيرين، جلوترآمده است overbite پيشامدگي دندانهاي زبرين نسبت به دندانهاي، زيرين upper بالايي، زبرين، فوقاني epilimnion آب لايه سطحي، آب لايه زبرين maxilla استخوان آرواره، آرواره، آرواره زبرين maxillae استخوان آرواره، آرواره، آرواره زبرين maxillar استخوان آرواره، آرواره، آرواره زبرين