دیکشنری فارسی

maxilla

UKmæksailə USmæk'sılə

معنی فارسی

استخوان آرواره آرواره آرواره زبرين

معنی کامل و مثال‌ها

/maks il´ǝ/n., pl.

● (مهره داران) زبرآرواره، زبرآره، فک فوقانی

● (بیشتر حشرات و خرچنگ‌ها) فک فرعی

ریشه و کاربرد

ریشه

Mid 17th century: from Latin, ‘jaw, jawbone’.

مثال

  • The maxilla is the upper jawbone in humans.
  • The dentist examined the patient's maxilla.
  • The maxilla plays a crucial role in facial structure.

ترکیب‌های رایج

Maxilla bone Maxilla fracture Maxilla surgery

تعریف انگلیسی

noun
  1. the jaw in vertebrates that is fused to the cranium

واژه‌های دیگر با معنی «استخوان آرواره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن