زده کردن معنی انگلیسی disaffect tire واژههای انگلیسی با این معنی sturt حيرت زده کردن، ازار دادن، رقابت. ergotize سگاله زده کردن، زنگ زده کردن، باسگاله يازنگ مسموم کردن appal ترساندن، وحشت زده کردن، وحشت زده شدن appallingly ترساندن، وحشت زده کردن، رنگ از رو پراندن gally ترساندن، وحشت زده کردن. oxidize با اکسيژن ترکيب کردن، بي ايدروژن کردن، زنگ زده کردن horrified ترساندن، هول دادن، وحشت زده کردن horrify ترساندن، هول دادن، وحشت زده کردن frighten ترساندن، هراسانيدن، وحشت زده کردن appall ترسناک، ترساننده، ترساندن afflict آزردن، آزرده ساختن، پريشان کردن excruciated آزردن، آزرده ساختن، پريشان کردن scourged آزردن، آزرده ساختن، پريشان کردن salt نمک، مزه، گوشه saltily نمک، مزه، گوشه clinquant زرق وبرق دار، پولک زده، بريدن